بنام خدا

 

 

ولی به کسی مگو...!

      مثل همه بسیجی ها،خاکی بود،می گفت ،می خندید،شوخی می کرد،خوب حرف ها رو می شنید،درتواضع نهایت نداشت مدت ها دراوایل تشکیل نهادبسیج سپاه پاسداران شهرستان اقلیددراین نهادمقدس خدمت می کرد.

شهید دکتر سید یعقوب طباطبائی

      شبی یکی از بچه های بسیجی حال مساعدی نداشت ،آخر طاقت ،درد و رنج بسیجی هارو نداشت،پزشک هم درآن نیمه های شب دردسترس نبودبالآخره ،اینجا دیگراحساس تکلیف کرده بود،اول یک معاینه مختصر، بعدهم نوشتن یک نسخه روی یک کاغذمعمولی گفته بوددراولین فرصت دارو روتهیه می کنی، بعدناراحت از اینکه بچه ها بفهمندکه او یک پزشک است  انشاءاله خوب می شوی ولی به کسی مگو...!آری اوکسی نبود،جزدکترسید یعقوب طباطبائی که درراه کسب علم درمسیر جاده اصفهان به اقلید جان خودرا فدانمود،روحش شادانشاءاله روحش درکنارجدش ،انبیاءصلحاءواولیاءوصدیقین محشوراست،این پست بهانه ای بودبرای بزرگداشت هفتمین روز درگذشت پدروالامقامش« درتاریخ 1396/03/04»مرحوم سید حسن طباطبائی، پدری که دوفرزنددیگرش به نام های شهید سید علی طباطبائی

شهید سید علی طباطبائی

 

وشهید سید اسماعیل طباطبائی جان خودرادرجبهه های نبردحق علیه باطل فدانمودند،تاراه درست اندیشیدن وبحق واعتدال رسیدن رابرای جامعه اسلامی خودتبیین نموده باشند.

 

 

روحشان قرین رحمت الهی باشد،

شادی ارواح طیبه شهدابخصوص شادی روح تازه درگذشته مرحوم جاج سید حسن طباطبائی

 

رحمه اله من الیقرأ فاتحه المع الصلوات

الهم صلی علی  محمد وآل محمد وعجل فرجهم