بنام الله

سفارش عجیب شهید علی زارعی درهنگام خداحافظی بامادر(درنحوه تشییع جنازه خود پس از شهادتش)


 شهیدعلی زارعی

       شهیدبزرگوار علی زارعی

ذات اقدس باریتعالی به مجاهدین در راه خود و به آنانی که در زندگی خود عاشق خدا می شوند و خدا نیز عاشق اشان می گردد و گلچین روزگار می شوند دو نعمت عطا می کند: یکی نعمتی  قبل از سفر ازلی,که این نعمت همان علم و آگاهی از دنیای پس ازمرگ است، و باور آن برای ما سخت و غیر قابل درک خواهدبود و دیگری،زندگی جاودانه ای است که در نزد خود،بعدازشهادت به آنان هدیه می کند و این ها, هدایای آن خون بهای زیبائی است که نصیب آنان می شود.

       بیست ویکم بهمن ماه نودوشش از دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی ،بهانه ای بود،برای دیداربا خانواده  شهید بزرگوار علی زارعی،تا گوش جان بسپاریم  به شنیدن خاطره ای عجیب وپندآموز، هم برای ما و هم نسل های آینده،تا به سخنان و وصایای شهیدان عمل کنیم و  به آن ایمان داشته باشیم .

     اینک،خاطره ای زیبا از یک مادر دلسوخته،مادر شهید علی زارعی ساکن روستای چشمه رعنا از توابع بخش مرکزی شهرستان اقلید،که با متنی زیبا و ادبی توسط آقای علیرضامیرسلیمانی نگارش شده است رامرورمی کنیم.

        عکس مادرشهید علی زارعی وشهید زارعی وعکس  شهادت شهید زارعی

 عکس شهید علی زارعی درآغوش مادربزرگوارش

شهیدبزرگوارعلی زارعی می خواست مجددآ به جبهه برگردد،

 خداحافظی غریبی کرد,

 انگار دیگر به این دیار برنمی گردد,

 آری حرف خودش در وقت رفتن نیز همین بود,

 دیگربازگشتی نخواهد بود،

زیبا ترین و شیرین ترین سفر دنیا,

که مقصدآن, دیدار با سرور شهیدان حضرت اباعبداله الحسین«ع»

تا در این شادی وصول, نزد پروردگار،روزی جاودانگی گیرد,

از مادر برای آخرین بار خداحافظی کرد,

سفارش عجیبی کرد...

که در ذهن هیچ انسان عادی نمی گنجد,

ازخانواده خواست که بعد از برگشتن جنازه اش,

و استقبال برای تشییع,از مزرعه ی  کنار روستا بیشتر خارج نشوند,

که در غیر این صورت حادثه غمگینی برایتان رخ خواهد داد,

بعد از بازگشت پیکر مطهر شهید, وقتی مردم روستا به استقبال رفتند,

از حدود سفارش شده خارج شدند,

که در این استقبال در روستای مجاور تصادفی رخ داد,و فردی به دیار حق شتافت.

عکس جنازه شهید علی زارعی

 عکسی از جنازه شهیدعلی زارعی

و این سفارشی بود از طرف آن شهید عزیز، که اگر کسی توان درک آن را داشت این اتفاق ناگواربرای مردم روستانمی افتاد.

روحش شادوقرین

رحمت الهی باد

باتشکرازستوانیکم پاسدارجناب آقای علیرضامیرسلیمانی که نسبت به نگارش این نوشتاراقدام نمودند