امضاء مجوز ورود به اتاق عمل« من نباشم اگرخمینی «ره» نباشد »
امضاء مجوز ورود به اتاق عمل«من نباشم اگرخمینی«ره»نباشد»
باسمه تعالی
عملیات والفجرهشت در سال « »درمنطقه جنوب شروع شده بود،اخوی مانیزدراین عملیات مجروح شده بود به همین لحاظ من مدتی بعنوان «پادار» دربیمارستان افشاریزد،نزدِبرادرم بودم.
هم اتاقی برادرجانبازم ، نوجوانی بسیجی ودلاوری بود،بنام یاسر موجودی که ازشهرستان دزفول به جبهه اعزام شده بود ،روحیه آقا یاسر بسیارعالی بود، انگارکه نه انگار،استخوان ران پایش قطع شده است .دوست صمیمی اش درهمان روزهای اول بستریش به ملاقاتش آمده بود ،رئیس بخش ارتوپدی بیمارستان یزد درآن زمان سرکارخانم مطلق بود.
آقایاسر موجودی انتظار می کشید تا زخم رانِ پایش به منظور عمل بر روی استخوان پایش بهبود یابد،دیری نگذشت که او را از تخت بر روی بلانکاردچرخ دارگذاشتند، او را ازاتاق به سمت راه رو و در نهایت اتاق عمل بردند،من نیز ایشان را همراهی می کردم ،درهمین حین ناگهان : خانم مطلق رئیسِ بخش ارتوپدیِ بیمارستان افشاریزد،که چند برگ کاغذ در دستش بود، همراهانی که دور بلانکارد آقای موجودی جمع بودند، را صدازد،وگفت:" صبرکنید! صبرکنید! این مجروح مجوز به ورودبه اتاق عمل ندارد".
ماتعجب کرده بودیم! وی درادامه گفت :باید زیر این برگِ فرم رضایت نامه ی عمل، امضاءشود،و یکی ازنزدیکان مجروح مسوولیت عمل را بپذیرد! دوستش می خواست فرم مخصوصِ رضایت نامه ی بیمار راامضاءکندکه یاسرموجودی گفت :"آن خودکاررابدهید تا خودم امضاء کنم.
همه افرادی که دور بلانکارد جمع شده بودند،خندیدند، و آقای موجودی درحالی که برروی بلانکارد ، و پشت درب اتاق عمل منتظربود! سرش راکمی بالا آورد ودرحالی که خودکار در دستش بود،و می خندید، برگ تعهدرا گرفت و امضاءکرد و زیر امضاء خودش هم نوشت : "من نباشم اگرخمینی «ره» نباشد " .
وقتی خانم مطلق نوشته ی زیر امضاء برادر جانباز یاسر موجودی را خواند به شوخی گفت:"این امضاء ها هیچ فایده ای ندارد"ناگهای آقای موجودی گفت : "همین برگه را ببرلشکر......بمحض اینکه امضاء من رو رؤیت کنند،ببین چقدرمین بهت میدن!"

سمت راست عکس برادرجانبازیاسرموجودی حدوداًپانزده سال پس ازمجروحیت
مااز این روحیه ی بسیار بالای آقایاسر به وَجد آمده بودیم.ایشان الحمدلله زودخوب شد، وبیمارستان راترک کرد،ده تا پانزده سال بعد من به اتقاق پسرعمو برای دیدنش به دزفول رفتیم و با زحمت زیاد او را پیدا کردیم،از ما هم خیلی پذیرائی کرد ،الحمدلله حالش هم خیلی خوب بود.هرکجاباشدخدایارش باد.
آری «من نباشم اگرخمینی «ره» نباشد» این بودجمله ی زیرین امضاء مجوز ورود به اتاق عمل آقای یاسرموجودی اعزامی ازشهرستان دزفول.